مردم حقشان برای شادی را از چه کسی طلب کنند؟

سونیا پوریامین – مشاور رسانه‌ای وزیر صنعت معدن و تجارت

Soniapouryamin.jpg

جامعه ما یکی از ۱۰ جامعه افسرده در جهان است! این یک جمله تکراری و البته ناراحت‌کننده برای کشوری است که از نظر منابع خدادادی بهترین جایگاه را در جهان دارد و یکی از ثروتمندترین هاست. اما مردم آن به هیچ عنوان شاد نیستند.

سرگرمی‌های عمومی مردم عمدتا به سینما و رستوران‌گردی خلاصه می‌شود در حالی که انواع مختلفی از تفریحات مدرن یا سنتی وجود دارد که جای خالی آنها در جامعه به شدت احساس می‌شود. در رابطه با جامعه افسرده ایران به نظر می‌رسد بهانه‌های عمومی برای شادی هم بسیار اندک باشد. شاید نیاز داشته باشیم که در هر ماه یک یا چند روز را به عنوان روزهای مربوط به شادی عمومی در تقویم داشته باشیم و مردم بتوانند بدون مناسبت خاصی جشن بگیرند.

نسخه‌های نسبتا موفقی هم البته در این رابطه داشتیم. مثلا ارکستر سمفونی‌های مختلفی که در پارک آب و آتش تهران برنامه داشتند و کارهای آنها به خوبی مورد استقبال قرار گرفت. البته این برنامه‌ها هیچوقت تداوم ندارد که احتمالا به قوانین دست و پا گیری که وجود دارد باز می‌گردد. ما باید برای شادی مردم و پر رنگ تر شدن تفریحات عمومی فکر تازه‌ای بکنیم.

هفت - هشت سال قبل به یاد دارم که یک روز در خانه نشسته بودم و صدای زیبای ساز و دهل مرا مجبور کرد سری به بیرون از منزل بزنم. گروه بزرگی از هنرمندان با لباس‌های محلی در قالب یک کارناوال شادی در حال تردد بودند. آنقدر آن روز برای من جذاب و خاطره انگیز بود که پس از این همه سال هنوز هم به خوبی جزییات آن جشن را به یاد دارم.

کارناوال‌های شادی در کشورهای مختلف و به مناسبت‌های مختلف دایر است اما در کشور ما متاسفانه این اقدامات فرهنگی هنوز به طور درستی جانیوفتاده است.

ما در سال‌های اخیر به موضوع شادی‌های عمومی و تفریح همگانی بسیار کم رنگ پرداختیم. امروز باید ببینیم اصلا متولی این موضوع چه فرد، سازمان یا ارگانی در کشور است؟ بدون شک شادی حق همه مردم ایران است و باید دقیقا معلوم باشد مردم حقشان برای شادی را از چه کسی می‌توانند طلب کنند؟ قطعا مردم ما سوالات بسیاری درباره تفریحات عمومی خودشان دارند که باید پاسخ داده شود.

از من اگر سوال شود می‌گویم شهرداری‌ها در این زمینه نقش تعیین‌کننده تری نسبت به مجموعه‌های دیگر دارند و باید پاسخگو باشند.

اینکه چرا شهربازی‌های مشهور ما اینقدر فرسوده و قدیمی هستند؟ چرا در هر شهر حداقل یک شهربازی مدرن نداریم؟ چرا برای کودکان پارک‌های موضوعی ایجاد نشده است؟

حتما به خوبی می‌دانید یکی از مهم‌ترین بخش‌های فعال در صنعت تفریحات پارک‌های موضوعی هستند. برای مثال مجموعه بزرگ دیزنی‌لند که در سراسر دنیا هم شناخته شده است، سالانه از میلیون‌ها بازدیدکننده عمومی میزبانی می‌کند.

هر مجموعه سینمایی در جهان برای خودش یکی از همین تم پارک‌ها را دارد و از نظر جذب گردشگر بسیار پولساز و موفق هم هستند. مردم از سراسر جهان علاقه‌ دارند تا محل ساخت فیلم‌های خاطره انگیز را ببینند. شما با مراجعه به تم پارک یونیورسال، والت دیزنی یا موزه برادران وارنر می‌توانید خودتان را در لوکیشن فیلم‌های معروف سینمایی ببینید.

آیا ما شبیه به این مراکز را در کشور داریم؟ آیا برای ساخت این موارد اقدامی کردیم؟ من پاسخ می‌دهم؛ به هیچ وجه! شهربازی‌ها، پارک‌های آبی و پارک‌های موضوعی، غیر از اینکه به عنوان زبان مشترک تفریح و سرگرمی در هر کشوری محسوب می‌شوند، حال و هوای هر بازدیدکننده‌ای را تازه می‌کنند.

برای ساخت و توسعه این مجموعه‌ها بودجه چندان هنگفتی نیاز نیست. ما از نظر تامین این سرمایه‌ها کشور فقیری نیستیم. شک ندارم که اگر یک مجموعه تفریحی مدرن در مرکز هر شهر ایران که ساخته شود، مورد استققبال قرار می‌گیرد. اتفاقا فکر می‌کنم اگر دولت زیرساخت‌ها و زمینه‌های لازم در این زمینه را فراهم کند، بخش خصوصی توان و انگیزه لازم را برای فعالیت و درخشش در حوزه صنعت تفریحات خواهد داشت. کمااینکه همین الان هم اگر مجموعه‌های مختلف در حال فعالیت هستند، با توان و اراده بخش خصوصی فعال شدند. اما جای کار بیشتری در این رابطه وجود دارد و باید کارهای بیشتری انجام داد.

همین امروز هم اگر برای توسعه صنعت تفریحات کار گسترده‌ای را شروع کنیم از نظر من دیر است! باید خیلی زود برای هدایت و حمایت شرکت‌های فعال در این عرصه وارد عمل شد. شهرداری‌ها، بخش‌های مسئول در دولت و خصوصا سازمان محترم گردشگری به عنوان متولی امر صنعت تفریحات در کشور باید تمام توان خود را به کار بگیرند تا بتوانیم فضای مناسب برای شادسازی عمومی را فراهم کنیم.

در این مسیر بی‌شک برگزاری رویدادهای جذاب و تخصصی نظیر نمایشگاه بین‌المللی صنعت تفریحات که طی ۸ سال اخیر شاهد برگزاری آن هستیم، نقش راهبردی و ویژه‌ای دارد.